جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )
ترجمة وشرح قصيدة عقيلة أتراب القصائد 497
گنجينه بهارستان ( مجموعه رساله در علوم قرآن و روايى ) ( فارسى )
وگفته شد معنى أو صورتها كه در خط است اگر خوانده شود بهظاهر خود پوشيده نشود بر بزرگان « 1 » . لا أوضعوا وجزاؤ الظّالمين لا إذ * بحنّه وبأييد فافهم الخبرا لا أوضعوا « 2 » به زيادت الف وجزاؤ الظّالمين « 3 » به زيادت وأو لا أذبحنّه « 4 » به زيادت الف وبأييد به زيادت ياء پس فهم كن خبر را . واعلم بأنّ كتاب اللّه خصّ بما * تاه البريّة عن إتيانه ظهرا وبدانكه به درستى كتاب خداى مخصوص شد به آنچه حيران شدند خلق از آوردن أو يعنى مانند أو در حالىكه يارى كنندگانند يكديگر را . من قال صرفتهم مع حثّ نصرتهم * وفر الدّواعى فلم يستنصر النّصرا آنكس كه گفت معجز أو ايشان فرو ماندند از آوردن با برانگيختن يعنى يارگشتن يارى دادن ايشان بسيار داعيه است پس طلب نصرت نكرد از نصرتكنندگان يعنى از دليلها كه در تحت سخن گوينده نصرت كند . « 5 » كم من بدائع لم توجد بلاغتها * إلّا لديه وكم طول الزّمان ترى « 6 » بسيار از معاني غريب كه يافت نشد بلاغت آن معاني مگر نزد كتاب خداى وبسيار زمان دراز كه ديده شود . ومن يقل بعلوم الغيب معجزه * فلم ترى عينه عينا ولا أثرا وهركه گويد به علوم غيب است معجز قرآن پس نديد چشم أو چيزى ونه نشان را .
--> ( 1 ) . ح : يعنى لحن شود وخطا بود ونظاير آن [ را ] در بيت بعد از اين بيت گفته است ه . ( 2 ) . توبه / 47 . ( 3 ) . مائده / 29 ؛ حشر / 17 . ( 4 ) . نمل / 21 . ( 5 ) . ح : داعيه گويند آنچه را كه در دل افتد كه خواهد كه آن بكند ه . ( 6 ) . ح : يعنى علما از قرآن بسى عجايب وغرايب بيرون آرند به اندازهء علم خويش پس فصاحت وبلاغت قرآن معجزهء أو است ه .